حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2610

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

عادت مىباشد و آرداشس هم معاصر كرزوس نبوده . اخبار در آنجا هم غالبا افسانه است پس چرا موسىخورن در آنجا نه فقط انتقاد نميكند ، بل ميگويد « باور دارم » جهت رعايت حسّيّات ملّى ارامنه است : آرداشس بعقيده ارامنه يكى از شاهان اوّلي اشكانى است و ارامنه به اين سلسله علاقه‌مندند . بعبارت ديگر موسىخورن نميخواهد مورد عداوت و بغض آنها واقع شود . م . ) . بعد موسىخورن بذكر وقايع ميپردازد و قسمتى از نوشته‌هاى او ، كه به اشكانيان راجع است ، حاكى از همان وقايعى است ، كه در اين فصل از قول مورّخين ديگر ارمنستان ذكر شد . قسمتى ديگر بدوره ساسانى مربوط است و در جاى خود بيايد . بطور كلّى بايد گفت ، كه تاريخ ارمنستان تأليف موسىخورن بسه قسمت تقسيم مىشود : بخش اوّل راجع بابتداى تاريخ ارامنه است از زمان هايك نخستين پادشاه ارمنستان تا غلبه اسكندر بر آسيا . او در اين قسمت از نوشته‌هاى ماراپاس كاتينا ، كه ذكرش در صفحه 94 اين تأليف گذشته ، استفاده كرده است . بخش دوّم نيز راجع بتاريخ ارمنستان است ، بعد از اسكندر تا وفات تيرداد اشكانى ، كه نخستين پادشاه مسيحى ارامنه و پسر خسرو اشكانى معاصر اردشير پاپكان بود . در اين قسمت موسىخورن از تاريخ آگاتانژ منشى تيرداد مذكور و نيز از كتاب خره‌پود منشى شاپور دوّم ساسانى راجع باشكانيان استفاده كرده . بخش سوم تاريخ قرنى است ، كه مورّخ مزبور در آن ميزيسته . غالب نوشته‌هاى او در اين قسمت گفته‌هاى نويسندگان مختلف است ، كه اهل فن نبوده‌اند و چندان اعتبارى ندارد . اليزه وارتابد ، لازارفاربي ، ازنيك گگپي « 1 » دو نفر نويسنده اوّلى هم چيزهائى راجع بايران در تأليفاتشان نوشته‌اند ، ولى چون مربوط بدورهء ساسانى تاريخ ايران است ، عجالة ميگذريم ، تا در جاى خود از نوشته‌هاى آنها صحبت داريم . نوشته ازنيك گگپى را هم در اينجا ذكر نميكنيم ، زيرا اوّلا اين نوشته چيزى راجع باشكانيان ندارد و ديگر

--> ( 1 ) - Elisee . Vartabed , Lazar de Pharbe et Eznik de . Goghp .